دستام بوی خاک میداد..... به جرم چیدن گل، من رو به دار آویختن اما هیچ کس نگفت که شاید گلی کاشته باشم. به وبلاگمون خوش اومدین نظر یادتون نره کپی با ذکر منبع خوش حال میشیم تو وبلاگمون عضو بشید تبادل لینک صورت میگیرد به علت بروز بودن از صفحات دیگه هم دیدن کنید ممنون مهتاب و آلا ✿◕ ‿ ◕✿   ❀◕ ‿ ◕❀   ❁◕ ‿ ◕❁   ✾◕ ‿ ◕✾  --------♥ -------♥ -----♥ ---♥ --♥ -♥ ♥ ♥ -♥ --♥ ---♥ -----♥ -------♥ --------♥ ---------♥ -----------♥ -------------♥ ,•’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ....`’•,,•’` ,•’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ....`’•,,•’` -------------♥ -----------♥ ---------♥ --------♥ -------♥ -----♥ ---♥ --♥ -♥ ♥ ♥ -♥ --♥ ---♥ -----♥ -------♥ --------♥ ---------♥ -----------♥ -------------♥ ,•’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ....`’•,,•’`
categories
daily
friends
خدا بیامرزتش

 مردی بر همسر خود در آشپزخانه وارد شد و از او پرسید

کدام یک از فرزندان خود را بیش از دیگر فرزندانت دوست داری؟؟؟

همسر او گفت: همه‌ی آنها را!!! بزرگشان و کوچکشان!!! دختر و پسر همه یکسانند

و همه را به یک اندازه دوست دارم!!!

شوهر گفت : چگونه دل تو برای آنها همه جا دارد؟؟؟

همسر جواب داد: این خلقت خدا است که

مادر دلش برای همه فرزندان خود وسعت دارد

مرد لبخندی زد و گفت: اکنون شاید بتوانی بفهمی که چگونه دل مرد برای چهار زن

همزمان وسعت دارد!!!

خدایش بیامرزد!!!!

روش والایی در قانع کردن داشت، لیکن موقعیتش در آشپزخانه غلط بود!



Tags :
جمعه 09 خرداد 1393 23:50 hadafmandan

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران